رادینرادین، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 13 روز سن داره

نفس مامان و بابا

قارچی

عزیزکم امروز 22 فروزدین 92 برای اولین بار مامانی موهاتو مدل دار زد. اونم از نوع قارچیش. وای نمیدونی چقدر بهت میاد. تو هم مثل همیشه آقا بودی 15 دقیقه نشستی تو بغل بابا. یهو خیلی تغییر کردی. موهای بلندت یهو خیلی کوتاه شد. اما خیلی بهت میاد. هر جوری باشه عاشقتم. ...
23 فروردين 1392

بهار 92

تو بهاری ؟ نه ! بهاران از تو ست ... از تو  می گیرد وام هر بهار این همـــــه زیبایی را ...     دومین بهارت را سپری می کنی ، گلبرگ من !   هرچه را که باید ، گفته ام در وصف هیجده ماهگی ات گفته ام که بهاری برای من ، گفته ام بهار ، یعنی تو ... مبارک ت ، دل پذیر من خدا رو صد هزار مرتبه شکر که سختی های واکسن هم تموم شد. 3 شبانه روز تب داشتی. بمیرم برات مادر. 3 فروردین ما میریم شمال. تا  آخر عید هم هستیم. ایشالا برگشتم کلی برات عکس میزارم. دوستت دارم نفسکم...
2 فروردين 1392

18 ماهگی

٢٨ ام این ماه که آمد ، برای تو ، تغییر دیگری در پی داشت . برای من و پدرت ، رنگش فرق می کرد . حس و حالش هم ... این سومین ، نیم سالی ست که تجربه می کنی اش . پایان هر نیم سال ، یک تغییر ! اولی را با شروع غذا خوردن به پایان رساندی . دومی را هم ، وقتی به سر انجام رساندی که یک نو پای 1 ساله بودی ، و تولدت .   و حالا سومین آن ، 1 سال و نیمه ی من ؛ تغییرش ، به پایان رسیدن واکسن هایت بود . همان که وقتی متصدیِ واکسیناسیون ، گفت : " خب ، واکسن های پسرت تمام شد و رفت تا 6 سالگی . " همان که وقتی گفت ، کارت واکسنش گم نشود که برای ثبت نام کلاس اول ، لازم ست . و من به یقین می گویم که با حر...
28 اسفند 1391

دندان

عشق کوچولوی مامان ؛ یک دندون هم از لثه ی قشنگت اومد بیرون . تیز و کوچولو و سفید .   خنده هات حسابی جون گرفته با این دندان ها که روز به روز کامل تر میشن . دوست ت دارم . جوانه زدن 11 دندان در 17 ماه و 24 روزگی ...
27 اسفند 1391

در واژه ها تو

قند عسلم  دایره ی لغاتت روز به روز داره بیشتر میشه. قربونت برم الان تقریبا اینا رو میگی: حم= حموم،  آب . آگا= آقا. دبنم= شبنم. مامان. بابا. آخ= خاله. ددر. به به . عی اضا= علیرضا. و کلی چیزای دیگه الان همینا یادم میاد. جدیداش شبنم اسم خالتو میگی و علیرضا. قربونت برم  پسرک کوچولوی من. فردا 18 ماهت تموم میشه. وای وای از الان استرس واکسن تو گرفتم ایشالا راحت باشه  و تب نکنی و پا درد نداشته باشی. خیلی دوست دارم رادین کوچولوی من. راستی دیگه همه ی اعضای بدنتم میشناسی. عاشق اتوبوسی. فقط بوس آخرشو میگی . قربون لبات برم من. چیزی به عید نمونده .مامانی و بابایی هم ...
27 اسفند 1391

دندان دهم

بالاخره دندونات 2 رقمی شد. الهی فدات شم که هیچی نمیگی مادر . دندون دهمت هم رو نمایی کرد. امروز یکم بد غذا شده بودی. فکر کنم برای دندونات. پشت سر هم دارن در میان. ایشالا همشون دربیان تو راحت شی. مبارکت باشه عزیزممم خیلی دوست دارم پسرکم. + دندون پشت آسیا.در 17 ماه و 13 روزگی. ...
14 اسفند 1391

در آستانه ی 18 ماهگیت

پسرکم خیلی زود داری بزرگ میشی. هر روز شیرین تر از روز قبل. دلم برای دیروزت هم تنگ میشه چه برسه به 1 ماه قبل و .. نوزادیت. تو همون رادین 1 روزه ای که الان اینقدر بزرگ و عاقل شدی. مامانی هر چی بهت میگم کاملا درک میکنی و دقیقا همون کاری و انجام میدی که ازت  خواستم. نفسی در واژه هات بیشتر شده. مامان= مامان بابا= بابا حموم=حم جوجو=جیجی هاپو=هاپ آب=آب غذا= به به گردش=دردر در چیزی و میخوای باز کنی میاری میدی دستم میگی دددددد با فتحه. تقریبا اعضای بدنتو میشناسی. چشات. موهات.سرت. گوشات.دماغت. دهنت.می میات.هههههه هنوز...
11 اسفند 1391

دندان نهم

عزیزکم بعد از  دندون هشتمت دیگه خبری از دندون نبود یعنی از 14 ماه و 18 روزگی تا الان. بالاخره طلسم شکمل در شکسته شد و دندون آسیابت جوانه زد. قربون صبوریت برم مادر بدون گریه و تب شکوفه زد. میدونم خیلی درد کشیدی اما به روی خودت نیاوردی. دندون آسیاب چون بزرگه خیلی سخته. هنوزم کامل در نیومده داره لثتو پاره میکنه. لثهات آش و لاشه. ایشالا کامل در میاد راحت میشی. + جوانه زدن اولین آسیاب / بالا سمت راست. در 17 ماه و 11 روزگی. ...
11 اسفند 1391

هفده ماهگی

جــــــــــان مادر ، امید قلب و دل من بی همتای من ١٧ ماهه شدی ! بزرگ شدی ، آقا شدی ... انگار نه انگار که همین چند روز پیش برای ١٦ ماهگی ات نوشتم . چقدر زود یک ماه گذشت . امروز١٧ ماهه شدی ... یک پسر 1 سال و ٥ ماهه ، و باز یک ٢٨ دیگر و من ... که من یک عمر روز ٢٨ام برایم بهترین روز زندگی است روزی برای تو برای من مادر   پسرکم ؛ نمی دانی این روزها ، چقدر بیشتر دوستت دارم . چقدر بیشتر برایت می میرم . ممنونم که هستی .   ...
28 بهمن 1391